این مطلب ۱۵۷ بار خوانده شده

برخی دولتی ها نمی خواهند کار را به سازمان های مردم نهاد بسپارند

مدیرکل مشارکت های اجتماعی جوانان وزارت ورزشگفت: برخی دولتی ها نمی خواهند کار را به سازمان های مردم نهاد بسپارند
نسخه مناسب چاپ

سازمان های مردم نهاد یا به اختصار سمن ها گروهی متشکل از مردم است که در فعالیت های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سایر زمینه ها اقداماتی را در جهت پیشبرد و تعالی انسانی انجام می دهند. در ایران بالغ بر ۱۳۰۰ سمن در حوزه جوانان فعالیت می کنند اما به عقیده کارشناسان این سمن ها هم از بعد کیفیت و هم در بعد کمیت پیشرفت چندانی نداشته اند. با گذشت سه سال از عمر دولت حسن روحانی در گفت و گو با رضا حجتی، مدیر کل مشارکت های اجتماعی جوانان وزارت ورزش و جوانان وضعیت NGO های جوانان در کشور را بررسی کرده و از مشکلات و سنگ اندازی های موجود در راه سمن ها باخبر شدیم. مواردی که موانع امنیتی باعث عدم ثمربخشی آن شده و یا به دلیل نگاه یک بعدی دولت ها زیر سیطره آن ها قرار گرفته اند.
سمن های جوانان دقیقا چه گروه هایی هستند و چند سمن در ایران فعالیت می کنند؟
در سمن ها جوانانی فعالیت می کنند که گروه های سنی ۱۵ تا ۲۹ سال را شامل می‌شوند. این گروه‌ها که همان تشکل‌ها و سازمان های مردم نهاد هستند در واقع مجوز فعالیتشان را به طور موقت از طرف وزارت ورزش و جوانان که پیش از این توسط سازمان ملی جوانان صادر می شد، دریافت می کنند. این افراد بعد از گذراندن پروسه ۵ تا ۱۰ ساله که مراحل توانمندسازی پشت سر می گذارند، می توانند بروند مجوز دائمشان را از وزارت کشور دریافت کنند.
ما در ابتدای دولت یازدهم ۵۰ سمن فعال داشتیم ولی در حال حاضر و بعد از گذشت سه سال از عمر دولت این تعداد به ۱۳۰۰ سمن، تشکل و یا NGO رسیده است.
از این تعداد سمن در کشور چه تعداد فعالیت می کنند و چه تعداد بدون استفاده هستند؟
همه این سمن ها معتبر و فعال هستند. این ها سمن هایی هستند که از سال ١٣٩١ تا الان مجوز گرفته اند قبل از آن را ما حساب نمی کنیم. سمن هایی که از سال ١٣٧٩ تا الان مجوز گرفته اند تعدادشان بالای ۶ هزار است ولی ما تنها سمن هایی را حساب می کنیم که مجوز جوانانه گرفتند و در سن و رنج جوانی هم چنان هستند آن هایی که از سن جوانی خارج می شوند دیگر سمن جوانان محسوب نمی شوند.
نظارتی بر چگونگی فعالیت این سمن ها به عهده چه ارگانی است؟
ببینید ما به عنوان سازمان ملی سمن سابق و وزارت متولی اصلی تشکل های اجتماعی و سازمان های مردم نهاد وزارت کشور هستیم ولی ما به عنوان سازمان ملی جوانان سابق و وزارت ورزش و جوانان ملی تفاهم نامه ای با وزارت کشور داریم که سمن های جوانان را ما مجوز فعالیت می دهیم مراحل توانمندسازی را باآنها اجرا می کنیم یعنی کمک می کنیم که توانمند بشوند و ارزیابی و رتبه بندی هم انجام می دهیم در رابطه با سمن های جوانان، این سه ماموریت و یا وظیفه ما است که در رابطه با سمن های جوانان داریم یکی «صدور مجوز موقت» که طبیعتاً آسان تر از مجوزهایی است که وزارت کشور می دهند و تحول وصول تر است دوم «توانمندسازی» و سوم «نظارت و ارزیابی و رتبه بندی» است.
ارزیابی شما از عملکرد این سمن ها مثبت است یا منفی؟
سمن های جوانان سمن هایی هستند که غیرحرفه ای هستند یعنی جوانان ابتدای فعالیت های اجتماعیشان است و این تجارب جمعی و گروهی و مدنی است که انجام می دهند. طبیعتاً نیاز است که این ها توانمند بشوند بنابراین دولت در این زمینه باید هزینه کند این یک نوع سرمایه گذاری و تشکیل سرمایه اجتماعی است که دولت انجام
می دهد.
در این زمینه میزان سرمایه گذاری دولت سال های گذشته خیلی کم بود در طول تمام سال های بعد از تاسیس ملی جوانان کمترین سرمایه گذاری در حوزه رشد و حوزه اجتماعی جوانان در همین چهار یا پنج سال گذشته اتفاق افتاده یعنی از زمان تشکیل وزارت ورزش و جوانان به این سو، خوب طبیعی است با سرمایه گذاری اندک که سرانه شان حدود ۲۰۰ تا ۳۰۰ تا تک تومان یعنی ۳ هزار ریال است نمی توان توقع یک حرکت جدی را داشت.
سرانه هر جوان فقط ۳۰۰ تومان است؟ با این وجود چه انتظاری از این سمن ها دارید ؟
سرانه ای که دولت در جهت توانمندسازی اجتماعی جوانان از طریق وزارت ورزش و جوانان دارد هزینه می کند حدود سیصد تومان است یعنی ۳ هزار ریال.
انتظار ما این است که دولت به این بخش توجه کند متاسفانه توجه نمی کند.
شما در اظهار نظری شهریور ماه سال گذشته گفته بودید، آمار مشارکت سازمان های مردم نهاد پایین است، هنوز هم این مساله وجود دارد؟
بله، ببینید جامعه ما به لحاظ مشارکت کلاً ضعیف است و ما جزو جوامع برتر نیستیم. شما ببینید نرخ مشارکت اجتماعی با نرخ آسیب های اجتماعی نسبت معکوس دارند این را همه علمای علم و اجتماع می گویند . وقتی الان آسیب های اجتماعی بالاست یعنی مشارکتمان پایین است.
می گوییم با استانداردهای جهانی فاصله داریم این استانداردهای جهانی دقیقاً چه چیزی است؟
در کشورهای توسعه یافته به ازای هر صد جوان یعنی هر فردی که در بازده سنی ۱۵ تا ۲۹ ساله هستند حداقل یک تشکل مردم نهاد وجود دارد در کشور ما الان به ازای هر ۲۵ هزارنفر جوان یک تشکل وجود دارد، ببینید فاصله شان چقدر زیاداست. تشکل هایی که ثبت شده اند و ما آمارشان را داریم و حالا اگر تشکل های غیرسمنی و سایر تشکل ها را حساب کنیم باز هم بالا هستیم.
شما ایران را از لحاظ کمی با کشورهای دیگر مقایسه کردیدحالا از لحاظ کیفی سمن ها چطور هستند؟
شما یک نگاه به نرخ آسیب های اجتماعی به خصوص آسیب های اجتماعی حوزه جوانان بیندازید با اعلام منابع رسمی سالانه و روزانه ۷ درصد نرخ نزاع خیابانی جوانان که منجر به زندانی شدن آنها می شود افزایش پیدا می کند این نشان می دهد که مشارکت پایین است وقتی مشارکت بالا باشد نزاع کاهش پیدا می کند.
تشویق مردم به مشارکت در ایجاد سازمان های مردم نهاد چگونه باید انجام شود ؟
اولاً باید زیرساخت های درست انجام شود ما نمی توانیم وقتی جوانان نیازهای اولیه شان پاسخ داده نشده انتظار داشته باشیم نیازهای ثانویه شان را پاسخ بگیرد. مشارکت جزو نیازهای ثانویه انسان است و معمولاً بعد از نیازهای اولیه خودش را نشان می دهد. نیازهایی مثل نیاز به مسکن نیاز به شغل نیاز به تغذیه مناسب این ها نیازهای اولیه است که باید برطرف شود بنابراین باید در درجه اول اقتصاد از رکود خارج شود و جوانها همانطور که قول داده شده نسبت به آینده امیدوار باشند این شرط اول است. در درجه دوم برای جوامعی مثل ما الگوهای مختلف مبتنی بر آموزش و مهارت آموزی و دانش آموزی و در واقع خیلی جامع بخواهیم بگوییم توانمندسازی اتفاق بیفتد. از جوان ها سوال کردیم سمن چیست بسیاری از جوانها اصلاً با این واژه آشنا نیستند .
گفتید مهارت ها پایین است این ۱۳۰۰ سمنی که گفتید بیشتر در چه حوزه هایی فعالیت می کنند؟
در چهار زمینه فعالیت می کنند ولی حوزه های فعالیتشان خیلی متنوع است. اجتماعی، فرهنگی، اعتقادی مذهبی و زمینه علمی پژوهشی، ما در این چهار زمینه مجوز داریم با موضوعات خیلی متفاوت مثلا موضوعات محیط زیست یا موضوعات مرتبط با گردشگری یا مثلاً موضوعات مرتبط با ترویج خط و زبان فارسی یا ادبیات و حکمت ایران اسلامی
بیشترین سمن ها در کدام حوزه است ؟
بیشترین در حوزه اعتقادی مذهبی است.
یعنی سمن ها تشخیص دادند که مشکل اصلی جامعه ما الان مشکل مذهبی است؟
نه به این نتیجه نرسیده اند، دولت قبلی به این سمت سوق داده است.
جو امنیتی جامعه و مسائلی که به وجود آمده آن ها را به این سمت برده ، ما فکر می کنیم بیشتر باید در حوزه اجتماعی فعال باشند ولی خب الان الگویش این طوری ست که سمن ها بیشتر به حوزه اقتصادی و مذهبی رفته اند.
مشکل اصلی سمن ها به عقیده شما چه چیزی است؟
ببینید مشکل دو سو دارد یکی جامعه و یکی دولت. جامعه به هر حال توان مشارکت اجتماعی اش پایین است باید نسبت به این موضوع حساسیت در جامعه ایجاد شود این ضعفی است که در جامعه وجود دارد ولی دولت باید برای این موضوع یک فکر اساسی بکند. اگر مثلاً آب یا گاز رسانی به یک کلان شهر دچار مشکل بشود همه دستگاه ها بسیج می شوند چون آن شب مردم نمی توانند غذا بپزند یا خنک شوند و یا استحمام کنند ولی اگر مشارکت اتفاق نیفتد چون آثار و طبعاتش ملموس نیست کسی توجه ای هم به آن نمی کند بعد این در آسیب های اجتماعی خودش را نشان می دهد . وقتی بیش از ۱۲ میلیون نفر حاشیه نشین در سکونت های غیررسمی و مناطق بحرانی شهرهای بزرگ ایجاد می شود و یا وقتی مثلاً فرار دختران جوان از خانه افزایش پیدا می کند این ها نتیجه عدم مشارکت اجتماعی است بنابراین ما وقتی به این موضوع فکر می کنیم یعنی با این آمار مواجه می شویم نشان می دهد که نسبت به این موضوع حساسیت جدی وجود ندارد و اگر ما بخواهیم مشارکت را افزایش بدهیم باید از جوان ها شروع کنیم. حالا مسائلی که تشکل های جوان ها باآن در ارتباط است مسائل دیگری است. ببینید اولین مساله جو و فضای امنیتی ست متاسفانه دستگاه های امنیتی نسبت به فعالیت های سازمان های مردم نهاد خیلی حساسیت بیش از حد دارند و بدبین هستند و اجازه فعالیت داده نمی شود دومین مساله این است که دستگاه های دولتی به خصوص و جامعه سازمان های مردم نهاد را عملاً به رسمیت نمی شناسند هر چه هم به روابط و ضوابط قانونی این ها وجود دارند و رسمیت دارند ولی بسیاری از دستگاه های دولتی حاضر به واگذاری بسیاری از اموری که تصدی گرایانه است و دولت نباید انجام بدهد و کار و وظیفه سازمان های مردم نهاد است که باید انجام بدهند حاضر نیستند این ها را واگذار کنند. مدیران میانی دولت تحت سیطره تفکر تصدی گرایانه دولتی همچنان هستند و حاضر به واگذاری کار به سازمان های مردم نهاد نیستند اعتماد به آنها ندارند یا حتی منافع کارهای تصدی گرایانه به قدری بالا است که حاضر نیستند واگذار کنند. سومین مشکل هم مراحل توانمندسازی است یعنی سازمان های مردم نهاد هم چون مراحل توانمندسازی به خصوص در سازمان های مردم نهاد جوانان به درستی طی نمی کنند اصولاً برای انجام کارهای جدی آمادگی ندارند برای همین ما چون در سطح بین المللی سمن معتبر و مطرح از حوزه های جوان خیلی خیلی کم است.
مثلاً در بحث فرار دختران اگر یک NGO راه اندازی شود حالا فضای امنیتی می آید دست می گذارد و مانع از این کار می شود؟
من نمی گویم در یک حوزه خاص ممکن است ولی به طور مثال وقتی در حوزه زنان سازمان های مردم نهاد بخواهند فعال شوند این ها بلافاصله در گام دوم یا سوم با مسائل امنیتی مواجه می شوند. در حوزه مسائل مرتبط با محیط زیست می خورند به دیوار های امنیتی چون تفکر اشتباهی وجود دارد که مسائل اجتماعی یا فرهنگی را از بعد و زاویه سیاسی می بیند و مدیریت می کند و نسبت به آنها واکنش نشان می دهد. این در سال های گذشته خیلی رواج یافته است مثلاً سازمان های مردم نهادی که به خشک شدن یا کم شدن دریاچه ارومیه اعتراض کردند بسیاری دچار مسائل عدیده امنیتی شده اند یا الان در حوزه گردشگری می خواهند فعال شوند مسائل امنیتی گریبان گیرشان می شود.
آیا تمام آن ۱۳۰۰ سمن فعال هستند؟
ببینید از فعال بودن که همه شان فعال هستند منتهی میزان فعالیتشان فرق می کند بعضی ها فعالیتشان خیلی زیاد است بعضی ها نه. مثلاً فصلی هستند موسمی فعالیت می کنند؛ بستگی به شرایطشان دارد منتهی در مجموع فعالیتشان آن چیزی که باید باشد نیست. فعالیت بالا نیست چون توانمندسازی بالا نیست چون شرایط اجتماعی بالا نیست و آن چیزی که خدمتتان گفتم. براساس اصل ۴۴ و براساس برنامه سوم، چهارم و پنجم و تمام برنامه های توسعه می‌گویند دولت باید کوچک شود یعنی باید دولت در سطح سیاست گذاری نظارت به حداکثر پشتیبانی باشد. وظیفه تصدی گرایانه ای را دولت نباید انجام بدهد ولی دولت ما دولت تصدی‌گر است خیلی از کارها توسط دولت انجام می‌شود. در اقتصاد آمریکا غیرانتفاعی ها پانزده تا بیست درصد بازار را در اختیار دارند یعنی موسسات غیرتجاری یا غیرانتفاعی بیست درصد از حجم تبادلات مالی را در بازار آمریکا در اختیار دارند بعد در کشور ما چرا این ها نمی توانند فعالیت کنند و چرا اجازه فعالیت ندارند. یک جورایی دولت دست گذاشته روی همه چیز و مانع شده است.
چرا اجازه فعالیت به سمن ها داده نمی شود؟
چون دولت همه فضا را پر کرده است و حاضر نیست عقب بکشد. دولت حاضر نیست فضا را خالی کند که ملت مجال پیدا کند برای فعالیت.
پیش بینی شما در یک سال آینده برای وضعیت سمن ها چیست؟
هدف گذاری ما برای پایان امسال رسیدن به ۲ هزار سمن است اما پیش بینی ما برای پایان برنامه ششم به ازای هر ۵ هزار جوان تقریباً یک سمن فعال است یعنی در پایان برنامه ششم باید سمن های جوانانی که اعتبارنامه معتبر دارند و باطل نشده است باید تعدادشان ۵ هزار تا باشند.

منبع: ابتکار

دیدگاه ها

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.